تبليغاتX
هیئت فرهنگي آل طاها (ع) اهواز
ما خانه به دوشان غم سيلاب نداريم                 يك شهر پر از دشمن و يك ميكده داريم

در گذشت مرجع عاليقدر جهان تشيع

                بهجت العارفين 

"حضرت آيت الله بهجت" 

                                     بر عموم شيعيان تسليت باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 21:8  توسط تنها راه نجات | 
با لطف خدا انگارتمامی مشکلات اسلام حل شده ودیگر هیچ مشکلی نیست جز هیئت ها که سد راه اسلامند!

هر روز به یک چیز هیئت ها گیر میدهند امروز هم میگویند چرا میگویید سگ اهل بیت هستید یا میگویید

دیوانه اهل بیت(ع)هستید پاسخ این مطالب را میدهیم هر چند تکراری شده است ولی میگوییم برای

آنان که با فکرو عدالت میپرسند نه آنان که صرفا میخواهند هیئت هارا خراب کنند.

ابتدا چرا دیوانه...این لفظ به آن معنی دیوانه ای که عقل از جسم پریده و ژولیده مو وبی خبر از دنیااست

نیست بلکه این زبان شعر است این همان مجنون لیلی است که همه چیزش را عشقش میدید.

اما بحث اصلی قضیه سگ است.... هرچنداین قضیه هم از نظر ما وخیلی از علما هم بحثی حل شده است .

برای روشن شدن شدن موضوع هم آیت الله وحید دلیلی روشن بر این مدعاست او خودش را در مقابل

امام زمانش کلب میداند وبعد هم استغفار میکند چون تواضعش در حد اعلاست این کلمه بدان معناست

که او مقامش را در قیاس با امام زمان(عج)به کلب میداند.ماهم اینچنین هستیم وطبعا این بدان معنا

نیست که در مجلس روضه ارباب(ع)صدای سگ دربیاوریم یا قلاده به گردن بزنیم چراکه ما هم با اینچنین

افراط هایی مخالفیم.

اما خیلی از کسانی که این صحبت هارا علیه هیئت ها میکنند بروند ببینند که آیا اصلا ارباب مهدی(عج)

آنان را به سگی خیمه گاهش میپذیرد البته خیر.

امام زمان(عج)تنها به۳۱۳نفریار احتیاج دارد که هزارواندی سال است نیافته است .آری رفقا مردی نیست.

به جای آنکه در این برهه حساس از زمان همه با هم اتحاد داشته باشیم نه تنها این اتحاد را نداریم بلکه

هرچه از دستمان برآید علیه هم انجام میدهیم .هیچگاه یادم نمیرود که در همین شب قدر گذشته در

حالیکه همه مشغول راز و نیاز بودند کسی که همه اورا استاد اخلاق میدانستند طی نطقی مضحک

با حمله به تمام هیئت های اهواز،هیئت هارا حربه ای از سوی دشمن دانسته وآنهارا با صوفیگری

در یک ردیف قرار داده وهیئت هارا به نوعی تکفیر میکند،خوب به نظر شما تا چنین تئوریسین هایی

بخواهند تئوری بدهند چه انتظاری میتوان داشت فقط میتوان به قول سهراب بسنده کرد :

                              چشم هارا باید شست ،جوردیگرباید دید.......

                                                                                                  التماس دعا

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 11:37  توسط مدیریت وبلاگ | 
" امروزه دشمنان اسلام بيش از پيش مصمم  و تا دندان مصلح در كمين اند تا آينده ديني و اعتقادي آينده سازان كشور را مورد تهاجم قرار دهند " 
به گفته آيت الله مصباح يزدي : بزرگترين آرزوي دشمنان خدشه در اعتقادات جوانان است . 

دشمنان با استفاده از تبليغات و رسانه هايي كه همه مي دانيم چگونه ارزش هاي ما را نشانه گرفته ، سعي در ايجاد شبهه در جوانان است و از هر روزنه اي استفاده كرده تا به اهداف شومش برسد . يكي از اعمال ننگين دشمن در داخل كشور ، ايجاد فاصله ميان جوان و روحانيت است . قشر حوزوي  يك الگوي ديني براي جامعه است ، و جوان يك عنصر برنامه پذير بسيار شگرف است . دشمن با ايجاد شكاف ميان اين دو قشر ، جوانان را نسبت به روحانيت بدبين مي كند و موجب مي شود تا اهداف انقلاب اسلامي تحقق نيابد .

در اين لحظه اين سوالات پيش مي آيد : در اين برهه وظيفه چيست ؟ حق با كيست و چه كسي صادق است و اين دو جامعه چه وظيفه اي دارند ؟ آيا مي شود آفت را شناسايي كرد ؟

ساده ترين و سطحي ترين جواب اين است كه با رابطه نگذارند كه اين شكاف پديد آيد . خوب اين مسئله ساده نيست . قدرت و توانايي دستگاه فرهنگي و تبليغاتي خيلي بيش از اين تصورات است . همچنان كه مي دانيم بيش از صدها ماهواره تبليغاتي بر فراز ايران در حال پخش هزاران برنامه ايست كه مانند خوره به جان مغز جوانان افتاده است . ذكر اين نكته براي اولين قدم مبارزه با عوامل دشمن كافي است كه بگوييم روحانيت مراقب رفتار و اعمال خود باشد .

همچنان كه گفته شد ، جوان يك مغز برنامه پذير دارد و بر اساس يافته هايي كه دارد ، تصميم گيري و نتيجه گيري مي كند . اگر در اين بين خود روحانيت عامل به حرف خود نباشد و مانند روباه در لباس شير باشد و اگر اين قشر به تكليفش عمل نكند و حتي فراتر از آن ، عامل فساد و نا امني فكري و اعتقادي براي جوانان باشد ، .... ديگر نبايد انتظار داشت كه شكاف ميان اين دو جامعه پيش نيايد . سوال اين است كه چرا قشر حوزوي ما بايد عامل سوء استفاده هاي دشمن شود ؟

نمونه هاي زيادي است از اين ندانم كاري ها كه به برخي از آنان اشاره مي شود ( در مقالات بعدي مفصل تر بحث خواهيم كرد )

_ اولين نمونه آن پراكندگي آرا ميان آنهاست . بدين معني كه در ميانشان هر كس عامل به نظر حزب خود است و يكپارچگي ميانشان وجود ندارد . يكي از نقطه ضعف هاي اين نگرش اين است كه حق در اين بين گم مي شود و ذهن جوان اين را برداشت مي كند كه اين روحانيت در خود دچار هرج و مرج است و قابل اعتماد براي تكيه اعتقادي ما نيست .

_ دومين نمونه آن برخورد نا آگاهانه و خودسرانه و وحشي گرايانه با تشكل هاي مذهبي است از جمله مساجد و هيات مذهبي . كه در اين باره بحث هاي مفصلي بايد انجام شود و بررسي گردد تا حق مشخص شود . ( در مقالات بعد ) 

_ سومين عامل اين است كه خود روحانيت باعث شكسته شدن ارزش خود نزد جامعه مي شود . امام علي هم در زندگاني شخصي موفق بود و هم در زندگي در جامعه و بيرون از خانه . هيچگاه ايشان در زندگي پربركت خود تارك جامعه نبودند و هميشه در صف اول به چشم مي خوردند زيرا ايشان يك الگو براي جامعه بودند . اما در قشر الگوي زمانه ما هر كس براي فرار از تلاش و بدون تفكر به حوزه مي رود تا ناني به كف آورد . چرا ؟ خوب يك عامل خدشه دار كردن ذهن جوان اين است و ديگر ارزشي براي روحانيت قائل نيست .

_ چهارمين عامل غرور كاذب روحانيت نسبت به بقيه جامعه است . به اين صورت كه به دليل كبر خود را از جامعه كنار كشيده و حس خود برتر بيني نسبت به بقيه از جمله قشر دانشگاهي پيدا مي كنند و اين يكي از عوامل مهم تخريب تفكر جامعه به خصوص جوان نسبت به روحانيت است .

( عوامل ديگر بعداً بحث خواهد شد )

البته كساني از روحانيت هستند كه به وظيفه خود آگاهند و فريب عواملي داخلي تفرقه افكن را نمي خورند و راه را بر دشمنان مي بندند .

" خدايا ... !  كساني را كه باعث آلوده شدن ذهن جوانان نسبت به مسائل ديني و مذهبي مي شوند ، در هر لباس و منصبي كه مي خواهد باشد ، اگر قابل هدايت نيستند ، نيست و نابود بگردان و چهره واقعي آنان را نمايان كن "

 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 17:31  توسط تنها راه نجات | 

امام صادق (ع) ميفرمايند : " دو گروهند كه كمر من را شكستند : يكي  عالمان بي دين و ديگري جاهلان عابد " 

چند وقتي است دلم گرفته ... البته برايم تازگي ندارد . انگار تمامي غم هاي عالم را احساس مي كنم . تنها خدا مي داند چه آتشي است كه اينطور مرا ميسوزاند . دليلش را ميدانم . اين چند سال انسان نماهايي د را ديده ام كه در واقع داعيه دار  الگويي براي اسلام  مند ولي وجوشان تنها ضرري است بزرگ  براي اسلام . 

امام زمان...فقط در دل با تو ميگويم . و فقط به تو ميتوانم بگويم كه چه بر سر دينت آورده اند . البته ميدانم كه تو آنها را نظاره ميكني و خون دل ميخوري . اشخاصي را ديده ام كه در لباس ميشند و لي گرگ صفتند ...

آقا جان ...... كجايي جانم به فدايت كه ببيني انسانهايي فرومايه در لباس جدت و بر منبرش چه ميگويند .... اينها باعث شده كه تو علاوه بر حسين ، بر اعمال چنين انسان هاي پستي خون گريه كني .... انسانهايي كه با نام دين و با ظاهر ديني به جنگ دين آمده اند . مگر نبود يه سلاله پاك زهرا(س) ، روح الله فرمود : كه در عزاي حسين (ع) است كه اسلام حفظ ميشود . مگر نبود كساني كه در جنگ حق عليه باطل  با نام حسين بود كه ايمان كامل رسيدند و حسيني وار شهيد شدند .

 مگر غير از اين است كه يك هيئتي ، تنها يك آرزو دارد و آن فناء في الحسين است و همين  موهم است كه آنها را هر هفته دور هم جمع ميكند كه براي جدت عزاداري كنند و اشك بريزند .  اما آنها از هر عمل زشتي استفاده كرده و سعي در براندازي هيئت هاي مذهبي را دارند و خيلي اعمالي ديگر كه صحبت از آنان باعث نمك خوردن بر زخم ميشود .  تنها يك نتيجه ميتوان گرفت كه آنها به جنگ دين حسيني آمده اند و از پست و مقامشان سوء استفاده  ميكنند . بچه هاي مخلص هيئت كه وجود هر كدام به تمام آن انسان هاي پست مي ارزد  ، فقط يك دعا دارند و از تو  استدعا مي كنند براي آنها آمين بگويي . 

*** خداوندا  !  كساني را كه به هر نحو ، جلوي گسترش شعائر حسيني را ميگيرند و سنگ اندازي ميكنند در كارهاي هيات مذهبي .... اگر قابل هدايت نيستند ،نيست و نابود بفرما  ***

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 2:2  توسط تنها راه نجات | 

باسمه تعالی

آجرک الله یا بقیه الله در مصیبت جد بزرگتان امام علی ع 

« اين گونه يتيم شديم... »

همان گونه كه نشسته بودم، خواب چشمانم را ربود، رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) را ديدم، پس گفتم اي رسول خدا، از امّت تو چه تلخي‏ها ديدم و از لجبازي و دشمني آنها چه كشيدم. پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: نفرينشان كن.(1)

حال علي مي خواهد نفرين كند، يعني چه خواهد گفت؟ در مقابل اين همه بدي چگونه تلافي مي كند؟ دست به دعا برداشت كه: "خدا بهتر از آنان را به من بدهد و به جاي من، بدتر از من را بر آنها مسلّط گرداند."(2)(3) يعني خدايا، ديگر علي را پيش خودت ببر...

در ماه رمضان آن سال، پيوسته از شهادت خود خبر مي داد.(4) صحابه آن حضرت مي گفتند: " او با سخنانش خبر از مرگ خود مي‌دهد، ولي ما آن را درك نمي كنيم."(5) بـه همين جهت، آن حضرت در روزهاي آخر عمر خويش، هر شب به منزل يكي از فرزندان خود مي رفت و افطار مهمان آنان بود، اما بيش از سه لقمه، غذا تناول نمي كرد. يكي از فرزندانش سبب كم خوردن او را پرسيد. امام (عليه السلام)  فرمود:" امر خدا مي آيد ومن مي خواهم شكمم تهي باشد. يك شب يا دو شب بيشتر نمانده است."(6)

 در شب شهادت، افطار را ميهمان دخترش ام كلثوم بود. در هـنـگام افطار سه لقمه غذا خورد و سپس به عبادت پرداخت. گـاهـي بـه آسـمـان نـگاه مي كرد وحركات ستارگان را در نظر مي گرفت. در آن شب مي فرمود:" به خدا قسم، نه من دروغ مي گويم و نه آن كسي كه به من خبر داده دروغ گفته است، اين است شبي كه مرا وعده شهادت داده اند."(7)

 اين وعده را پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به او داده بود. عـلي (عليه السلام) خود نقل مي كند كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در پايان خطبه اي كه در فضيلت واحترام ماه رمضان بيان فرمود، گريه كرد. گفتم: چرا گريه مي كنيد ؟

فرمود: " براي سرنوشتي كه در اين ماه براي تو پيش مي آيد؛ گويا مي بينم كه تو مشغول نماز هستي وشقـيترين مردم جهان، كه همتاي كشنده ناقه ثمود است، قيام مي كند وضربتي بر فرق تو فرود مي آورد ومحاسنت را با خون رنگين مي سازد."(8)

 بالاخره آن شب هولناك به پايان رسيد وعلي (عليه السلام)  در تاريكي سحر براي اداي نماز صبح به سوي مسجد حركت كرد. امام (عليه السلام)  وارد مسجد شد وبه نماز ايستاد وتكبير گفت و پس از قرائت به سجده رفت.(9) در ايـن هـنگام، ابن ملجم با شمشير زهر آلود ضربتي بر سر مبارك علي (عليه السلام) وارد آورد. از قـضـا اين ضربت بر محلي اصابت كرد كه سابقا در جنگ خندق، شمشير عمرو بن عبد ود بر آن وارد شده بود(10) و فرق مبارك آن حضرت را تا پيشاني شكافت .

آري! علي در سجده بود كه پرواز گلگونش آغاز شد. خون از سر أميرالمؤمنين (عليه السلام)  در محراب جاري شد ومحاسن شريفش را رنگين كرد. در اين حال آن حضرت فرمود:" به خداي كعبه سوگند كه رستگار شدم". سپس اين آيه را تلاوت فرمود: " از اين (زمين) شما را آفريده‏ايم و در آن شما را باز مي‏گردانيم و بار ديگر (در قيامت) شما را از آن بيرون مي‏آوريم‏"(11)

 مردم ابن ملجم را گرفتند و زنداني كردند. حسنين (عليهما السلام)  به اتفاق بني هاشم، اميرالمؤمنين (عليه السلام) را در گليمي گذاشتند و به خانه بردند... قدري شير براي آن حضرت آوردند. كمي از آن شير را نوشيد وفرمود به زنداني خود نيز از اين شير بدهيد و او را اذيت نكنيد.

هنگامي كه امام (عليه السلام)  ضربت خورد، پزشكان كوفه به بالين وي گرد آمدند. ماهرترين آنها پس از معاينه گفت: يا علي وصيتهاي خود را بكن، زيرا اين ضربت به مغز رسيده و ديگر معالجه مؤثر نيست. در ايـن هـنـگام آن حضرت  كاغذ و دواتي خواست و وصيت خود را خطاب به دو فرزندش حسن وحسين (عليهما السلام) نوشت (12)

 امام در پايان اين وصيت از هوش رفت وچون مجدداً چشمان خود را باز كرد فرمود:" اي حسن! با تو سخني چند دارم. امشب، شب آخر عمر من است. چـون درگذشتم با دست خود مرا غسل بده و كفن كن وخود شخصا مباشر اعمال كفن ودفن من باش و بر جنازه من نماز بخوان و در تاريكي شب، جنازه مرا دور از شهر كوفه مخفيانه به خاك بسپار تا كسي از آن با خبر نشود."

اميرالمؤمنين (عليه السلام) پس از ضربت ابن ملجم، 2 روز بيشتر زنده نبود و سرانجام در شب جمعه، شب بيست ويكم ماه رمضان سال 40 هجري، در سن 63 سالگي بدرود حيات گفت. مردان و زنان عزادار فوج‏ فوج به منزل آن‏ حضرت مي‏رفتند. غوغاي عظيمي بر پا شد و كوفه به لرزه‏ در آمد. اين روز همچون روز رحلت رسول خدا(صلي الله عليه و آله و سلم) بود...

امام حسن، اميرالمؤمنين (عليهما السلام) را با دست خود غسل داد وبر او نماز خواند و آن حضرت در كوفه در جايي بنام "غَريّ " (نجف اشرف فعلي) دفن شد. محل آرامگاه آن‏حضرت، تا دوران امام رضا(عليه السلام) از ديده ها نهان بود؛(13) زيرا بيم آن مي‏رفت كه خوارج و بني اميّه مرقد مطهر آن‏ حضرت را مورد تهاجم‏ خويش قرار دهند.

بـديـن طريق شعله هاي پر فروغ حيات انسان والايي كه در كعبه زاده شد ودر مسجد به شهادت رسيد، خاموش شد؛ انساني كه  پس از رسول اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، جهان براي او همتايي نديده  و نخواهد ديد...

 

« برگرفته از كتاب " فروغ ولايت"، تأليف: آيت الله جعفر سبحاني (با اندكي اضافات)»

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 18:4  توسط مدیریت وبلاگ | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
صفحه دانلود
براي اطلاع از جديدترين اخبار هيئت ، به بخش خبرنامه مراجعه فرماييد ************ با رفتن به صفحه دانلود مي توانيد مراسمات را دانلود كنيد ************ نظرات شما عزيزان باعث بالا رفتن سطح كمي و كيفي وبلاگ خواهد شد
درباره هيئت

آرشيو
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
بهمن 1385
نویسندگان
مدیریت وبلاگ
تنها راه نجات
خبرنامه
با عضويت در خبرنامه ، اخبار جديد هيئت به ايميل شما ارسال ميگردد:

نام شما:

ايميل شما:



نظرسنجي
دوستداران آل طاها (ع)
ساجدین
مجمع حيدريون زنجان
انتظار فرج
مادر سادات
شميم يار
عطر نرگس
یاس کبود
مـــــنــتــظر الــــــــقــائــــم
وبلاگ عقائد شیعه
انصار سیدالشهدا (ع)
شاید این جمعه بیاید شاید......
هیئت پنج تن آل عبا(ع)
نوحه و مصائب اهل بیت (ع)
 

 RSS

طراح قالب

موسسه فرهنگي آل طاها (ع)